جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

370

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

ولى هيچ وقت شنيده و يا ديده نشده است كه توپ شليك شده باشد . از دنبال باز هم سرباز روانه مىشود و اين نفرات آخرى را خاك و غبار و آشفتگى و وحشت فرامىگيرد و با چنين وضع و حالى دستهء زوار به راه مىافتند . صداهائى كه ايشان در اثر جيغ و فرياد و آواز و لعنت و دشنام و دعا و نزاع به راه مىاندازند تا چندين ميل شنيده مىشود و دليل حضور و حركت آنهاست و اگر بىخطر عبور كرده باشند بدون‌شك ناشى از بىارزش بودن بار و بساط ايشان بوده ( زيراكه زوار ايرانى چيزهاى قيمتى را با خود همراه نمىبرند ) نه خطر دست‌يابى يا ترس و يا رعبى كه دستهء نگهبان ايجاد كرده باشد . در ذهن بيمناك ايشان هر بيشه كمينگاه دشمن محسوب مىشود و هر گردوخاكى را كه باد برانگيزد علامت خطر مىشمارند و هر تپهء كوتاه پناهگاه دشمن است و چون به مقصد برسند جيغ و داد آنها در ستايش خداوند و حضرت على و امام حسين ( ع ) و تمام مقدساتى كه آنها را مشمول عنايت قرار داده‌اند كه در نتيجه سالم به مقصد رسيده‌اند بلند است و مىپندارند كه پروردگار بندگانش را حفظ فرموده است . حكايت گرفتار شدن زوار - انصافا بايد افزود كه چون حالت وحشت و هيجان گروهى انبوه نفرت‌انگيز بوده ترس و خوف افراد را بىجهت برمىانگيخته‌اند . داستانهاى متعددى از دستگير شدن يك يا چند تن از زوار هنوز انتشار دارد و بسيارى از افراد دهات اين منطقه به نحوى از انحاء گرفتار تاخت‌وتاز تركمن شده و بعد از گرفتارى در حين كشت و كار و يا در كنار چشمه‌اى و اسارتى چند - ساله با اثر و علامت دائمى در بدن و يا ضربات تازيانه با پرداخت مبلغى و يا بوسيلهء فرار امكان نجات يافته‌اند . سرهنگ اسميت اشتباها مىنويسد كه آقاى دوبلوك ويل عكاس ماهر فرانسوى كه در لشكركشى مصيبت بار ايران در سال 1860 به خيوه شركت داشته و از جانب شاه مأمور بوده كه از ميدان جنگ عكسى يا نقاشى تهيه كند گرفتار